15ـ نماز همراه با مردم دارى
«قولوا للناس حسنا و اقيموا الصلوة»1
با مردم خوب سخن بگوييد و نماز را به پا داريد.
با سخن و برخورد خوب مى توانيم عملًا نماز را تبليغ كنيم و بدانيم كسانى كه با اخلاق و سيره پيامبر صلى الله عليه وآله مسلمان شده اند بيش از كسانى هستند كه با استدلال عقلى مسلمان شده اند.
حتّى با كفّارى كه انسان جدال و بحث مى كند، بايد به طور نيكو جدال كند، يعنى اوّل خوبى هاى آنان را بپذيرد و بعد نقطه نظرات خود را بيان كند.
16ـ نماز، اوّلين واجب بعد از ايمان به خدا
«الّذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلوة»2
در ابتداى قرآن و آغاز سوره بقره، بعد از ايمان به غيب كه شامل ايمان به خداوند و معاد و فرشتگان است، اوّلين اصل عملى كه مورد توجّه قرار گرفته، مسئله اقامه نماز است.
17ـ نماز، مقدّم بر كسب و كار
«رجال لا تلهيهم تجارة ولا بيع عن ذكر اللّه»3
قرآن از كسانى كه هنگام اذان، كار و كسب را رها مى كنند ستايش كرده است.
به خصوص در روز جمعه سفارش شده كه معامله را رها كنيد: «و ذرواالبيع» وپس از پايان نماز جمعه، به سراغ كار و درآمد برويد:
«فانتشروا فى الارض وابتغوا من فضل اللَّه» 4
رئيس جمهور شهيد ايران مرحوم رجائى مى فرمود: به نماز نگوئيد كار دارم، به كار بگوئيد نماز دارم.
18ـ مردم و نماز
با همه اهميّتى كه نماز در نزد خداوند و اوليا دارد، امّا برخورد مردم با آن متفاوت است:
الف: عدّه اى ايمان ندارند ونماز نم ى خوانند: «فلا صدّق و لاصلّى»5
ب: عدّه اى مانع نماز ديگران مى شوند: «ارايت الذى ينهى عبداً اذا صلّى»6
در شأن نزول آيه آمده است كه ابوجهل تصميم گرفت هنگامى كه پيامبر صلّی الله علیه وآله براى نماز به سجده مى رود با لگد، گردن حضرت را در هم بشكند. مردم او را ديدند كه رفت ولى منصرف شد.
گفتند: چرا چنين نكردى؟!
گفت: چون خواستم چنين كنم، خندقى از آتش ديدم كه در پيش روى من شعله ور شد.7
ج: عدّه اى نماز را مسخره مى كنند: «و اذا ناديتم الى الصلوة اتخذوها هزواً»8
د: عدّه اى بى نشاط نماز مى خوانند: «واذا قاموا الى الصلوة قاموا كُسالى»9
ه: عدّه اى گاهى مى خوانند و گاهى نمى خوانند: «فويل للمصلّين الّذينهم عن صلوتهم ساهون» 10
و: عدّه اى به خاطر رسيدن به دنيا، از نماز كم مى گذارند: «و اذا رأوا تجارة او لهواً انفضّوا اليها و تركوك قائما»11
هرگاه لهو و تجارتى ديدند به سوى آن روانه شده و تو را در حالى كه به خواندن خطبه نماز ايستاده اى وامى گذارند.
اين آيه اشاره به ماجرائى است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مشغول خواندن خطبه هاى نماز جمعه بود كه كاروانى تازه وارد، براى فروش اجناس خود شروع به طبل زدن كردند. مردم از پاى سخن پيامبر بلند شده و به سراغ تجارت و معامله رفتند و حضرت را تنها گذاشتند.
19ـ نذر براى نماز
بعضى فرزند خود را نذر خدمت در مسجد مى كنند.
مادر مريم گفت: «نَذرتُ لك ما فى بَطنى مُحرّراً»12
خدايا! من نذر كردم كه فرزندم را براى خدمت در بيت المقدّس از هر كار معاف و آزادش كنم تا با فراغت كامل در بيت المقدّس خادم باشد. لكن همين كه فرزند متولّد شد و ديد دختر است، گفت: خدايا! من دختر آوردم و دختر نمى تواند مثل پسر به راحتى خادم باشد. ولى به هرحال به نذرش عمل كرد، و مريم خادم مسجد شد.
20ـ توجّه به نماز در خانواده
«وامر اهلك بالصلوة واصطبر عليها»13
اوّلين مسئوليّت انسان بعد از خودش، خانواده اوست، ولى از آنجا كه همسر و فرزند انسان گاهى سرسختى نشان مى دهند، انسان بايد استقامت كند وبه شيوه هاى مختلف آنان را به سوى دين و نماز دعوت كند، نه آنكه اگر چند بار گفت و اثر نكرد آنان را رها كند.
21ـ نماز در حكومت علوى
حضرت على عليه السلام به مالك اشتر مى فرمايد:
«واجعل افضل اوقاتك للصلوة» 14
بهترين وقت خودت را براى نماز قرار بده.
و بدان ارزش تمام كارهاى تو تابع نماز تو است:
«واعلم انّ جميع اعمالك تبع لصلوتك»
22ـ دعوت عملى به نماز
امر به معروف و دعوت به سوى حقّ، يكى از وظايف هر مسلمانى است و نماز بهترين معروف و كار نيك است.
اين دعوت، هم با زبان مى شود و هم با عمل. اگر چهره هاى بارز در صف اوّل قرار گيرند، اگر مردم هنگام رفتن به مسجد لباس خوب و بوى خوش مصرف كنند و اگر نماز، ساده و سريع برگزار شود، اين خود يك تشويق عملى براى اقامه نماز است.
اگر مثل ابراهيم عليه السلام و اسماعيل عليه السلام براى نمازگزاران خانه خدا را تطهير مى كنند، پس بايد بدانيم كه اگر شخصيّت هاى مهم، مسئول اقامه نماز باشند در دعوت مردم بسيار مؤثّر است.
23ـ نماز، جهاد، شهادت
بعضى براى اقامه نماز كتك ها خوردند، مثل انقلابيون در زندان شاه و اسرا.
بعضى تير خوردند مثل زُهير كه روزعاشورا جلوی امام حسين علیه السلام ايستاد تا امام نمازش را بخواند.
بعضى در راه نماز شهيد شدند، مثل شهداى محراب: آيت الله اشرفى اصفهانى، دستغيب، صدوقى، مدنى و قاضى طباطبائى.
و بعضى در حال نماز شهيد شدند مثل على بن ابيطالب عليه السلام.
24ـ ترك نماز و دوزخ
در قيامت بارها ميان اهل بهشت و اهل دوزخ گفتگو رخ مى دهد كه قرآن برخى از آنها را بيان فرموده است. در يكى از آن صحنه ها، اهل بهشت از مجرمان مى پرسند: چه عاملى شما را به دوزخ روانه كرد؟
آنها چهار عامل را مى شمرند، كه اوّلين آنها پايبند نبودن به نماز است: «لم نك من المصلّين» 15
25ـ نماز، كليد قبولى تمام عبادات
در اهميّت نماز، همين بس كه در روايات مى خوانيم: اگر نماز، قبول شود، عبادات ديگر هم قبول مى شود، ولى اگر نماز مردود شود، كارهاى ديگر هم ردّ خواهد شد.16
پيوند پذيرش عبادات ديگر به قبولى نماز، نقش كليدى آن را نشان مى دهد.
مثل آنكه اگر پليس، از شما گواهينامه رانندگى بخواهد، شما هر مدرك و كارت شناسايى معتبر ديگرى هم ارائه دهيد، پذيرفته نيست. مجوّز رانندگى، داشتن گواهينامه است، و بدون آن، تمام مدارك، بى اثر خواهد بود.
در قيامت نيز مجوّز عبور از صراط، اقامه نماز است وبدون آن هيچ عبادتى قبول نمى شود.
26ـ نماز، اوّلين كلام و آخرين وصيّت
در بعضى روايات مى خوانيم كه نماز، هم اوّلين سفارش انبيا بوده 17 و هم آخرين وصيّت اوليا. 18
در تاريخ زندگى امام صادق آمده است كه حضرت در آخرين لحظه هاى عمر مبارك خود چشم باز كرده و فرمود: تمام بستگانم را جمع كنيد و سپس فرمود:
شفاعت ما شامل كسانى كه نسبت به نماز سهل انگارى كنند نخواهد شد.19
27ـ نماز، وسيله آزمايش خود
در حديث مى خوانيم كه هركس مى خواهد بداند مقام و ارزش او نزد خداوند چگونه است، ببيند كه خداوند نزد او چه مقامى دارد.20 اگر اذان نماز نزد تو بزرگ و محترم بود، تو نيز نزد خداوند احترام دارى و اگر نسبت به انجام فرمان او بى تفاوت بودى، مقام و ارزشى نزد او ندارى و همچنين اگر نماز تو را از فساد و فحشا بازداشت نشانه تأثير و قبولى نماز است.
28ـ نماز اوّلين سؤال در قيامت
در حديث مى خوانيم اوّلين چيزى كه در قيامت مورد سؤال و حساب قرار مى گيرد نماز است.21
آرى، اوّلين واجب بر هر مكلّفى قبل از روزه و خمس و زكات و حج و ... نماز است و طبيعى است كه در قيامت نيز در اوّلين فرصت، از اوّلين تكليف سؤال شود.
29ـ نماز ياد خداست
خداوند به حضرت موسى علیه السلام مى فرمايد: «اقم الصلوة لذكرى»22
براى ياد من نماز به پا دار.
نماز، ذكرى است زبانى و قلبى، با روشى مخصوص و شيوه ا ى ابتكارى كه اعضاى بدن از موى سر تا نوك پا در آن نقش دارند.
هنگام وضو، هم روى سر را مسح مى كنيم و هم روى پا را، هنگام سجده هم پيشانى بر زمين نهاده مى شود هم انگشت پا، در طول نماز هم زبان ذكر او مى گويد هم دل به ياد اوست.
چشم ها بايد خاشع باشد، كمر در ركوع خم شود، دست ها هنگام گفتن «الله اكبر» بالا بيايد، گردن، صاف و در ركوع كشيده شود، به هر حال در نماز همه اعضا به نحوى در خدمت ياد خدا هستند.
30ـ نماز و تشكّر
يكى از اسرار نماز، تشكّر از ولى نعمت است، قرآن مى فرمايد:
«واعبدوا ربّكم الّذى خلقكم والّذين من قبلكم»23
عبادت كنيد پروردگارى را كه شما و نياكان شما را آفريد، هستى شما و همه از اوست.
در سوره كوثر مى خوانيم:
«انّا اعطيناك الكوثر فصلّ»
ما به تو «كوثر» داديم، خير زياد عطا كرديم پس نماز بخوان. يعنى به شكرانه عطاياى ما نماز به پا دار.
نماز بهترين نوع شكرگزارى است كه شيوه آن را خداوند بيان فرموده و تمام انبياء و اولياء هم آن شيوه را به كار بسته اند. نماز تشكّرى است عملى، زبانى، دائمى و سازنده.
پی نوشت ها:
1ـ بقره، 83.
2ـ بقره، 2.
3ـ نور، 37.
4ـ جمعه، 9- 10.
5ـ قيامت، 31.
6ـ علق، 40.
7ـ تفسير نمونه، ذيل آيه .
8ـ مائده، 58.
9ـ نساء، 142.
10ـ ماعون، 4- 5.
11ـ جمعه، 10.
12ـ آل عمران، 35.
13ـ طه، 132.
14ـ نهج البلاغه، نامه 53.
15ـ مدّثر، 43.
16ـ بحار، ج 82، ص 236.
17ـ وسائل، ج 3، ص 26.
18ـ مستدرك، ج 1، ص 173.
19ـ بحار، ج 47، ص 2.
20ـ بحار، ج 75، ص 199
21ـ بحار، ج 7، ص 267
22ـ طه، 14
23ـ بقره،21.
برگرفته از: يكصد و چهارده نكته در باره نماز . حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی.