31ـ نماز و قیامت
مردم نسبت به رستاخيز و معاد، چند دسته هستند:
1- گروهى به قيامت شك دارند: «ان كنتم فى ريب من البعث»1
2- گروهى به قيامت گمان دارند: «يظنّون انّهم ملاقوا الله»2
3- گروهى به قيامت يقين دارند: «و بالاخرة هم يوقنون»3
4- گروهى منكر قيامت هستند: «و كنا نكذب بيوم الدّين»4
5- گروهى ايمان دارند ولى فراموش مى كنند: «نسوا يوم الحساب»5
قرآن براى رفع شك استدلال كرده و از مؤمنين وگمان دارندگان ستايش كرده است و از منكران، برهان خواسته كه دليل انكار شما چيست؟ و براى گروه پنجم دائماً تذكّراتى داده كه انسان فراموش نكند.
نماز، هم شك زدايى مى كند و هم غفلت ها را به «ياد» تبديل مى سازد. در نماز با گفتن «مالك يوم الدّين» در هر شبانه روز حداقل ده بار، انسان مسئله قيامت را به خود تلقين مى كند و تذكّر مى دهد.
32 ـ نماز و راه يابى
ما در هر نماز با گفتن «اهدنا الصرط المستقيم» از خداوند راه مستقيم را مى خواهيم.
انسان هر لحظه فكر تازه اى دارد، دوستان و دشمنان، نزديكان و بيگانگان، طاغوت ها و وسوسه گران و شياطين نيز با تلقين و تشويق و تهديد و تبليغ، براى انسان طرح هایى را دارند و برنامه ريزى هایى مى كنند كه انسان جز با امداد الهى هرگز نمى تواند در ميان اين همه راه كه از هوس ها مايه مى گيرد، نجات يابد و راه مستقيم را بپيمايد.
«اهدنا الصراط المستقيم»، راه مستقيم:
راه خدا و اولياى خداست.
راهى است كه از هرگونه خطا و انحراف دور است.
راهى است كه ترسيم كننده آن مرا دوست دارد و نيازم را مى داند.
راهى است كه به بهشت منتهى مى شود.
راهى است كه با فطرت سالم هماهنگ است.
راهى است كه اگر در آن راه بميرم شهيد محسوب مى شوم.
راهى است كه از عالم بالا و بالاتر از علم ماست.
راهى است كه انسان در آن دچار شك و پشيمانى نمى شود.
راهى است از همه راه ها صاف تر، نزديك تر و روشن تر.
و بالاخره راه مستقيم، راه انبياء، شهدا، صالحان و صديّقين است.
اين ها نشانه هاى راه حقّ و مستقيم است كه شناخت آن مشكل و دقيق است و حركت و پايدارى در آن نياز به امداد الهى دارد.
33 ـ نماز، جنگ با شيطان است
همه ی ما با كلمه ی محراب آشنا هستيم، اين كلمه در قرآن نيز درباره محلّ نماز زكريّا عليه السلام آمده است. «هو قائم يصلّى فى المحراب» 6
محراب در لغت يعنى محلّ حرب و جنگ، پس نماز و حضور در محرابِ عبادت، قيام براى جنگ با ابليس است.
اگر انسان هر روز چند بار در محلى قرار بگيرد كه نامش محل جنگ باشد، جنگ با هوس ها و شيطان ها و طاغوت ها، القاى اين كلمه چه تأثيرى در فرد و جامعه دارد؟
بگذريم كه امروز به خاطر فرهنگ غلط، محراب ها را تزيين مى كنند و گل بوته هاى كاشى كارى ها، صحنه را درست به عكس كرده وبه جاى فرار شيطان جولانگاه او قرار داده است.
روزى پيامبر صلى الله عليه و آله به فاطمه سلام الله علیها فرمودند:
اين پرده را از جلو ديد من بردار، زيرا گلِ روى اين پارچه، در حال نماز توجّه مرا از بين مى برد.
ولى ما امروز مبلغ سنگينى خرج مى كنيم تا محراب را با انواع كاشى تزيين كنيم. نمى دانم چرا به اسم شعائر مذهبى و هنر معمارى، از متن اسلام دور مى شويم؟ اسلام هر چه عميق ولى بى آلايش معرفى شود جاذبه بيشترى خواهد داشت. ما با اين همه تزيينات چند نفر را به مسجد جذب كرده ايم و اگر بودجه اين تشريفات را صرف نيازهاى ضرورى جوانان كنيم چقدر جذب خواهيم كرد؟
34ـ نماز و توحيد
«انّنى انا الله لااله الّا انا فاعبدنى واقم الصلوة لذكرى»7
رابطه نماز و توحيد بسيار نزديك است، توحيد ما را به سوى نماز مى كشاند و نماز روح توحيد ما را زنده مى كند. نماز با تكبير آغاز مى شود و در هر ركعت بعد از پايان سوره، قبل و بعد از ركوع و هر سجده و در پايان هر نماز، مستحب است اللّه اكبر بگوئيم. در ذكر ركوع و سجود، سبحان الله مى گوئيم و در ركعت سوم وچهارم «لااله الا الله» مى گوئيم كه همه مايه صيقل دادن روح توحيد و جلوه دادن روح ايمان است.
35ـ بريدن از نماز، زمينه گرايش به مفاسد
«فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوة واتّبعوا الشهوات»8
پس از انبياء گروهى جانشين آنها شدند كه نماز را ضايع كردند و از شهوات پيروى نمودند.
اين آيه، ابتدا ضايع شدن نماز را مطرح كرده و سپس در دام شهوات قرار گرفتن را. چون نماز ريسمان ارتباط با خداست، همين كه پاره شد، افتادن در وادى تباهى حتمى است، همچون گسستن بند تسبيح، كه همه دانه ها در اثر آن پخش و گم مى شوند.
36ـ جهاد براى حفظ نمازخانه ديگر اديان
در آيه 40 سوره حج مى خوانيم:
«ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدّمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذكر فيها اسم الله»
اگر مؤمنان دست به اسلحه نبرند و جلو مفسدين را با قدرت و جنگ نگيرند، تمام نمازخانه ها و عبادتگاه هاى يهوديان و مسيحيان و مسلمانان خراب مى شود.
صَوامع، جمع صُومعه، به مكان عبادت در بيرون شهر (دِير) گفته مى شود كه براى زُهّاد ساخته مى شد. بِيَع جمع بيعة، محل عبادت نصارى است كه همان كليسا و كِنيسه است.
صلوات، جمع صلوة، محل عبادت يهوديان است كه بعضى آن را معرّب ثلوثا در زبان عبرى دانسته اند و مسجد محل عبادت مسلمين است.
به هر حال بايد به قيمت خون دادن، از مكان نماز و عبادات حفاظت كرد.
37ـ طهارت و سلامت قلب
همان گونه كه براى انجام نماز، طهارت ظاهرى، در قالب وضو و غسل و تيمم، شرط است، قبول و پذيرفته شدن نماز نيز، به طهارت باطنى نياز دارد.
بارها قرآن به پاكى دل اشاره كرده است. گاهى مى فرمايد: تنها قلب سليم به درگاه خداوند راه دارد. قلبى است كه در آن شك و شرك وجود نداشته باشد.
به هر حال، نماز نيز همانند قرآن كريم ظاهرى دارد و باطنى و آنچه ما انجام مى دهيم اگر درست باشد ظاهر نماز است كه بايد سكّوى پرواز به باطن آن باشد.
نمازى بر اساس معرفت و عشق.
نمازى برخاسته از اخلاص و محبّت.
نمازى با حال خشوع.
نمازى دور از غرور و عُجب و ريا.
نمازى سازنده و محرّك.
نمازى از قلبى بى هوى و بى مرض.
نمازى كه پرتوى از آن را فهميديم و نوشتيم و گفتيم، ولى لياقت خواندن يك ركعت آن را نويسنده در تمام عمرش پيدا نكرده است.
38ـ نماز و صداقت
كسى كه ديگرى را دوست دارد سخن گفتن با او را هم دوست دارد. آنها كه با زبان، مدّعى خداخواهى و خدادوستى اند، ولى علاقه اى به نماز ندارند در ادّعاى خود صداقت ندارند. نماز ملاك و ميزان مقدار تعهدى است كه انسان در اظهارات خود دارد. به همين دليل نماز منافق همچون ساير اعمالش همراه با صداقت نيست.
39ـ نماز و نيّت
علاوه بر حضور قلب و خشوع در نماز كه سفارش اسلام و از علامات مؤمن است و اهميّت آن تا آنجاست كه اگر نمازى با توجّه خوانده نشود قبول نمى شود و از نماز همان مقدارى مورد قبول است كه با حضور قلب باشد، ولى با اين همه اسلام سفارش كرده كه نماز با بهترين لباس از نظر پاكى و نو بودن، همراه با عطر و وقار و آرامش انجام گيرد، تا جائى كه بعضى به امام سجاد عليه السلام كه به سوى مسجد مى رفتند، گفتند: گويا منزل عروس مى روى!
امام علیه السلام فرمودند: ملاقات با خالق زيبائى ها دارم.
به خصوص زنان خوب است به هر نحو خود را براى نماز بيارايند، به اين معنا كه زيورهايى گرچه ساده و اندك هنگام نماز با خود داشته باشند.
40ـ نماز، يك معامله پُر سود
خداوند مى فرمايد: «فاذكرونى اذكركم»9 شما مرا ياد كنيد من هم شما را ياد مى كنم.
ياد ما براى خدا سودى ندارد، ولى ياد او از ما، لطفش را نصيب ما مى فرمايد، لغزش ما را مى بخشد، دعاى ما را مى پذيرد، مشكل ما را حل مى كند، لطف او براى ما بى نهايت ارزش دارد.
پس در نماز كه ياد خدا مى كنيم، كالاى پرارزشى را گرفته ايم.
41ـ نماز و آرامش
تنها مشكلى كه دنياى علم و صنعت امروز آن را حل نكرده، مشكل آرامش روحى است. هر روز آمار بيمارى هاى روانى، و مصرف قرص اعصاب زياد مى شود. هيچ چيز به انسان آرامش نمى دهد جز ياد خدا و ايمان و انس و عشق و توكّل به او.
آرى نماز ياد خداست و فقط با ياد خدا دل ها آرامش مى يابد.
افرادى را مى شناسيم كه داراى قدرت، مال و علم هستند، امّا آرامش لازم را ندارند. در مقابل، افرادى تهيدست هستند كه به خاطر ايمان به سرچشمه هستى داراى قلبى آرامند، ديد و بينش و اعتقاد خاصّى دارند كه حوادث تلخ و شيرين را مى پذيرند و براى آنها تحليل منطقى دارند.
آرى با ياد خداوند دل ها آرام مى گيرد و بهترين ياد خدا همان نماز است، كمبود امروز بشر علم و تخصصّ نيست، بلكه دل آرام است. نه فرعون ها و ابرقدرت ها دل آرام دارند، نه قارون ها، و نه ابولهب ها، و نه منافقان چند چهره.
42ـ نماز، يعنى ايمان
بعد از حدود 15 سال كه مسلمانان به سوى بيت المقدّس نماز مى خواندند، وقتى به دلائلى قبله به سوى كعبه تغيير كرد، سؤالى براى مسلمانان پيش آمد كه نمازهاى قبلى ما چه حكمى دارد؟
اين مسئله را از پيامبر صلّی الله علیه وآله پرسيدند.
آيه نازل شد كه نمازهاى قبلى شما صحيح است و خداوند پاداش نمازهاى شما را ضايع نمى كند.
لكن آيه اى كه نازل شد اين بود: «و ماكان الله ليضيع ايمانكم»10 خداوند ايمان شما را ضايع نمى كند. يعنى به جاى اينكه بگويد:
نمازهايتان از بين نرفته و صحيح است، مى فرمايد: ايمانتان ضايع نشده، كه اين تعبير نشان دهنده آن است كه نماز يعنى ايمان و ترك نماز يعنى ترك ايمان.
43ـ نماز و بزرگى خداوند
اوّلين كلمه واجب در نماز «الله اكبر» است و كسى كه خداوند نزدش بزرگ شد، همه چيز را كوچك خواهد ديد.
كسانى كه سوار هواپيما مى شوند، همين طور كه بالا مى روند خانه هاى بزرگ ومحلّه ها و شهرها نزد آنان كوچك مى شود و هر چه پرواز بالاتر باشد، زمين كوچك تر جلوه خواهد كرد.
كسى هم كه خداوند نزد او بزرگ شود، ديگر طاغوت ها و قدرت ها و مال و مقام ها نزد او ارزش نخواهد داشت.
حضرت امير عليه السلام در بيان صفات متّقين مى فرمايد:
«عظم الخالق فى اعينهم فصغر مادون ذلك فى انفسهم» 11
چون خداوند در چشم مؤمنين بزرگ شد، غير او هرچه و هركس باشد كوچك جلوه خواهد كرد. اگر دنيا نزد ما كم ارزش شد وابستگى ما به آن كم مى شود و قهراً براى مال و مقام آن اين همه جنايت و خلاف مرتكب نمى شويم.
از سخنان امام خمينى قدس سره اين بود كه «آمريكا هيچ غلطى نمى تواند بكند.» اين يك تهديد تو خالى و شعار نيست، كسى كه يك عمر باور داشته كه خدا بزرگ است، آمريكا نزدش كوچك جلوه مى كند و هر حادثه اى پيش او ساده است.
حضرت زينب كبرى سلام الله علیها عصر عاشورا گفت: «ربّنا تقبّل منّا هذا القليل» خداوندا! اين اندك را از ما بپذير.
حادثه كربلا و شهادت امام حسين عليه السلام بسيار بزرگ بود، ولى كسى كه خدا را بزرگ ببيند آن حادثه را هم كوچك مى بيند.
و در پاسخ حاكم ستمگر بنى اميّه كه پرسيد در كربلا چه ديديد؟
فرمود: «ما رأيت الّا جميلا» من جز زيبائى چيزى نديدم.
آرى در ديد عارفان، تمام كارهاى خداوند حكيمانه و زيباست.
44ـ نماز و اخلاص
در سراسر نماز، قصد قربت شرط صحيح بودن آن است، حتّى اگر حركت يا كلمه اى از واجبات يا مستحبات نماز را براى غير خدا انجام دهيم نماز باطل مى شود و اگر مكان نماز يا زمان آن را براى غير خدا تعيين نمائيم نماز باطل است، اگر حالتى كه هنگام نماز به خود مى گيريم براى غير او باشد نماز باطل است.
بنابراين عبادت بودن نماز مربوط به آن است كه انسان هيچ گونه قصد غير خدائى نداشته باشد و اين قصد قربت از لحظه ورود به نماز تا پايان همچنان ادامه يابد.
ناگفته پيداست كه انسان در لابلاى آن همه زرق و برق ها و جاذبه هاى زياد اگر هر روز بتواند از همه چيز دل تهى كند و ريسمان معنوى روح خود را با ذات مقدّس او گره زند و چنان با او خلوت كند كه راه نفوذ غير را بگيرد، ارزش مهمى را به دست آورده است.
ما در نماز با گفتن «ايّاك نعبد و ايّاك نستعين » به عبوديّت و بندگى خالصانه اعتراف مى كنيم و اين اخلاص را از خداوند مى خواهيم.
45ـ نماز، ميزان سنجش ايمان
قرآن مى فرمايد: «و انّها لكبيرة الّا على الخاشعين»12 نماز بار سنگينى است مگر براى افراد خاشع.
بنابراين هرگاه احساس كرديم نماز براى ما سنگين است بايد بفهميم روح خشوع نسبت به پروردگارمان نداريم و رفتن خشوع زمينه بى تفاوتى و كبر است.
امام سجّاد عليه السلام در دعاى سحر ماه رمضان كه نامش دعاى ابوحمزه ثمالى است، در ضمن مناجات هاى خود فلسفه سنگينى نماز را تحليل مى كند و مى گويد:
خدايا! چرا هنگام نماز نشاط ندارم؟
شايد مرا از درگاه خود رانده اى!
شايد بخاطر ياوه گوئى ها توفيقم كم شده!
شايد مرا صادق نمى دانى!
شايد رفيق بد در من اثر گذاشته و ...
به هر حال سنگينى نماز علامت خطر است.
46ـ نماز، درگاه لطف خدا
افراد ديگر غير از خداوند، يا لطفى ندارند يا لطفشان ناچيز و محدود است، يا لطف خود را به ديگران نمى رسانند و يا با هزار منّت ذرّه اى محبّت دارند و اگر لطفى كنند از بهره خودشان كم مى شود. امّا خداوند:
1- لطفش بى نهايت است.
2- باب لطف او هميشه به روى همه باز است.
3- دعوت به ورود هم كرده است.
4- از ورود ديگران در مدار لطفش شاد مى شود.
5- مردم را بدون هديه و رشوه و با دست خالى مى پذيرد.
6- رابطه با او و بهره گيرى از الطاف او نه زمان مى خواهد نه زمين، نه واسطه مى خواهد، نه رابطه و نه هيچ شرطى ديگر، فقط صداقت قلبى كافى است. صادقانه به لغزش خود اقرار كنيم و به درگاه او رو آوريم.
47ـ نماز، تكرارى نيست، تعميق است
بر خلاف تصوّر بعضى كه نماز را تكرار مى دانند، نماز نردبان ترقى است كه هر چه بيشتر با حضور قلب خوانده شود بالاتر مى روى، گرچه در ظاهر ركوع و سجودها تكرار مى شود ولى در حقيقت همانند پلّه هاى نردبانى است كه موجب بالا رفتن معرفت و ايمان انسان مى شود.
به تعبير ديگر اين اعمال به ظاهر تكرارى، همانند كلنگى است كه براى حفر چاه مى زنند، كلنگ زدن در ظاهر تكرارى است، امّا در واقع هر كلنگى كه مى زنيد به عمق بيشترى مى رويد و يك قدم به آب نزديك تر مى شويد. به هر حال، ظاهر نماز تكرارى است، امّا در واقع عمق بخشيدن و پرواز است.
48ـ نماز و طبيعت
نماز تنها يك توجّه قلبى نيست، بلكه عملى است همراه با مردم و با بهره گيرى از طبيعت. بايد به آسمان نگاه كرد تا وقت نماز را شناخت، به ستارگان نگريست تا قبله را شناخت، به آب توجّه كرد تا پاك و مطلق و حلال و تميز باشد، به خاك دقّت كرد تا براى سجده و تيمم شرائط لازم را داشته باشد.
رسول اكرم صلى الله عليه وآله سحرها به آسمان و ستارگان نگاه مى كرد و فكر مى كرد و مى گفت: «ربّنا ما خلقت هذا باطلا» پروردگارا! اينها را بيهوده خلق نكردى. آنگاه به نمازشب مى ايستاد.
فكر در طبيعت يكى از راه هاى خداشناسى است.
البتّه توجّه به طبيعت صحيح است نه غرق شدن در طبيعت.
طبيعت، آيه و علامت و فلش براى عبور است نه توقفگاه و غرقاب، آب دريا براى آن است كه كشتى روى آن برود، نه آنكه آب توى كشتى وارد شود و همه را غرق كند. خورشيد براى آن است كه انسان از نورش بهره گيرد نه آنكه به نورش خيره گردد و كور شود.
49ـ نماز و ادب
در اسلام به ما سفارش شده كه در نماز با ادب بايستيم، دست ها روى ران ها، بدن آرام، نگاه ها به محل سجده، لباس ها نو و تميز، همراه با بوى خوش و معطّر. اگر با جماعت هستيم از سايرين جلو و عقب نيفتيم و خود را هماهنگ ديگران و مردم كنيم، مقام امام را نگه داريم، قبل از او كارى انجام ندهيم، به ركوع يا سجود نرويم و بهتر است حتّى قبل از كلام امام، ذكر نماز را به زبان جارى نكنيم. مجموعه اين دستورال عمل ها روحيه ادب و اطاعت را در انسان تقويت مى كند، آن هم ادبى براساس ارزش هايى چون: شناخت، محبّت، تواضع و ادب در برابر كسى كه اهليّت دارد، نه تملّق و نه خودباختگى.
در حديث است: كسى كه سجده نماز را با سرعت انجام مى داد حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمودند: گويا كلاغى نوك به زمين مى زند.13
50 ـ نماز و زنده كردن ارزش ها
از مهم ترين ارزش هاى اسلامى، عدالت ورزى و عدالت گسترى است. در نماز نيز عدالت و محبوبيّت اجتماعى دو شرط مهم براى امام جماعت است.
اگر مردم امامت شخصى را قلباً قبول نداشته باشند، ولى او خودش را همچنان امام جماعت قرار بدهد نمازش قبول نيست.
همچنين براى كسانى كه در صف اوّل نماز قرار مى گيرند، صفات و كمالاتى مطرح شده كه اين صفات خود يك نوع زنده كردن ارزش هاى معنوى است. يعنى در جامعه هر گروه كه به عدالت و تقوى نزديك ترند بايد جلوتر و محترم تر باشند.
پی نوشت ها:
1ـ حج، 5.
2ـ بقره، 46.
3ـ نمل، 31.
4ـ مدّثر، 46.
5ـ ص، 26.
6ـ آل عمران، 38- 39
7ـ طه، 14 .
8ـ مريم، 59 .
9ـ بقره، 152.
10ـ بقره، 143
11ـ نهج البلاغه، خطبه 193
12ـ بقره، 45
13ـ وسائل، ج 3، ص 25.
برگرفته از: يكصد و چهارده نكته در باره نماز، ص 39 الی 53.